| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
پنجره اي گم شده در من...
فيروز كوه / زمستان ۸۵ / همراه مهرداد |+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/10/30 و ساعت 21:18 |
روزي خواهم روئيد... (عكس)
فعلا مطلب جديدي ننوشتم يه مدت با چند تا از عكسام آپ مي كنم
|+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/10/26 و ساعت 18:37 |
ساختار
شش سالم بود ... بچه هاي خوب مهدكودك يك جعبه رنگي از آجر هاي پلاستيكي جايزه مي گرفتند ... تمام شعرهايم را حفظ كرده بودم... نقاشيهايم را به موقع مي كشيدم، گريه نمي كردم و ناخن هايم هميشه كوتاه بود من هم كودك خوبي شدم... يك جعبه، از آن من شد... ... پدرم، مادرم، من، دردانه خواهرم و آخرين مهره ي پلاستيكي را در بالا ترين نقطه قرار دادم يعني خوشبختي.. و چه كودكانه به ساختاري زيبا از زندگي رسيده بودم معصوميتم را در حجمي رنگارنگ و بدون زشتي استوار كرده بودم... ... اما متزلزل كه با نسيم باز شدن در فرو ريخت... آري فرو ريخت گويي همه چيزمان فرو ريخت... پدرم فرو ريخت ... مادر مي گفت زشتي وجود ندارد... و تنها ضعف انسانهاي بيچاره را زشتي مي نامند... و چه بسيار بودند بيچارگان در اطراف ما... و هنوز بعد از نوزده سال نتوانسته ام مهره اي را بر روي مهره ي ديگر بند كنم و ديگر ساختار زيبايي ام پيچيده و مبهم مي نماياند... ... |+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/10/22 و ساعت 0:52 |
عاشقانه هايم بر خاكستر...
زمستان ۸۵ / فيروز كوه / با مهرداد من؛ خاموشي، ترديد، پنجره ي باز رو به مهتاب،... و نسيم... بستري مهياست، ... آري مي ترسم ترديد بهانه اي بيش نيست... ... نگاهم را در نگاهت استوار مي سازم و در حمايت سكوتت به سوي مي شتابم جانت به جانم آغشته مي شود و شعله اي در مي گيرد گويي كودكي،... خوني به جهان مي پيوندد كدامين روز بدون تو زيست توان كرد ... كدامين روز؟ آن لحظه كه آتش درونت لبانم را به سخره مي كشد شهوتم را در كدامين ويرانه به خاك بسپارم...؟ ... اما تو نماندي... مي دانم حتي خورشيد هم نمي ماند و نيست اينك جز خاكستري از تو رها شده در پتويم... نوزادمان را چه كنم؟ تنهاييم را چه كنم ؟ ... گويي لذت هم آغوشيت مكرر بايد بود... فندكم را برميدارم ترس از پدر را در خود ميكشم و سيگاري از نو روشن مكنم و باز پنجره باز است آماده براي پرتاب كردن ته سيگارهايم به پشت بام همسايه... و نسيم همچنان پابرجا... تقديم به KENT و سورناي عزيز... |+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/10/19 و ساعت 3:51 |
انگشت وسط شهر من...
بام تهران ( بدون مهرداد ) / زمستان ۸۵
از ميان نوشته هاي شطرنجي من اي استاد ِ تردستي: براي گريز از خلايق ِ افسار گسيخته خود خاتم بودن را حيلتي ساختي و مردي را به بهانهُ دختر كشي رسالت آموختي... ديدي چگونه بازار ِ دختر فروشان رونق گرفت...؟؟؟ در آخرين معجزه ات كتابي نگاشتي و وهم دين به جان خلايق ِ از خود مانده انداختي... ديدي كه چگونه از براي آن يكديگر را به توحش دريدند... كاش آن روز كه اولين ناموسمان را بي كتابي و به حرامي به خانه بخت روانه مي كردي، امروز ِ خلايق آلت بدستِ چاك پرست را هم ميدي ديدي كه شيطان نيز بيش از تو مي دانست..!!! ديگر منجيانت هم پاي در گل مانده اند خلايقي را ديدم كه تمدن را در هم آغوشي با مادران و فرزندانشان مي جويند... نويد صلح وحدتت كويي معناي كذب و بي رنگي گرفته است... پس ناجيان پستي را چه مي پندارند...؟ ديدي كه خلقتت اشتباه بود؟ آخرين ها را به آخر رساندي و اكنون من همچون مدفوعي سرگردان، آويزان شده بر پوستگال هستي مي خواهم بدانم: در آخرين عذابت زمين را بر كدامين مقياس خواهي لرزاند... كه ديگر انگشت وسط شهرمان را رو به آسمانت نبينيم... |+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/10/18 و ساعت 2:40 |
آفتاب پرست
آخرین مطالب سایت محمد خاتمی
رتبه وبلاگ خود را در گوگل ببینید
|
درباره وبلاگ
![]() رسول احدی برنا
28/آذر/62 عکاسی میکنم و می نویسم هر گونه استفاده از مطالب و تصاوير اين سايت بدون اجازه از نويسنده ممنوع مي باشد منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها وضعیت
افزودن
آخرین نوشته های من در وبلاگ نامه های شطرنجی
وبلاگ مهرداد افسری
آخرین اخبار سایت عکاسی
مطالب ویژه سایت عکاسی
عضو شوید
نوشته های پیشین
آبان 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 آرشيو موضوعی
عکسدوستان
نامه های شطرنجی مهرداد افسری سورنا شیریـن (سلطنت سکوت) آبهاي درخشان ( سارا ) رها آذين رو یــا نوری مجله عکاسی روشنا آذر دخـت زهـرا عکسهای امید امیدواری نگاه نا تمام (مصی شایگان) ابراهـيم حصـاري ( عكاسخانه) سمانه كافه نـادري (برادر هيراد) آزاده نوزاد ( عكاس ) عاطفه ( عكاسخونه) آنارشیست منفور ( انيسه اكبري ) تراوشات يك ذهن بيمار آخرين سامورايي بي نام (هيمس) مترسك ( بهروز عزيز ) روز خاكستري ( آزاده ) عكسام (شهرام) ابله فهميده شراب دل كافه مترسك عکسهای محسن سعادت نصری (سیامول) موز ماهي a grey cell (فتوبلاگ) عکسهای مهکام (Poto kam) Hassan-Photoblog قایق ران کوچولو قالب های حرفه ای وبلاگ
سایت دکتر زهرا رهنورد
بنیاد باران
سایت شخصی مهدی کروبی
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By R.A.Borna |
|
|
|
Born on:
Des 19, 1983
|