| خانه | آرشیو | پست الکترونیک |
|
زاده مادر زندگی ( شعري براي مرگ پدر بزرگ)
(پنج سال پیش در چنین روزی پدربزرگم، به قول معروف مرد... ! ) نگاهم را می بینی ای خفته در تنهایی... صدایم را می شنوی ای خاموش رهایی... ... ای تویی که لحظه ها را سوختی تا خاموشی به یاد می آورم کلامت را تو می گفتی ما قاصدک های سرگردان انسانیتیم و روزی در قطعه ای خاک باید بروییم و هیچ شکفتنی ارادی نیست شمع پنج سالگی ات را خاموش می کنم ای زاده ی مادر زندگی تولدت مبارک... و اینک می اندیشم به لحظه ای که مردمانی آشفته بر خاک می نهند تنم را و بر گورم می زارند نمی دانم در آن لحظه به آنان خواهم خندید یا با آنان می گریم " نمی دانم در شب به اول میهمان موران جسد خوارم یا در گورم بوستانی خواهد رست نمی دانم که در شبهای بعد سرم را بر دیکهای آتشین می نهند و تنم را از برای شام وحشیان جهنمی قطعه قطعه می کنند یا در قصری به میهمانی حوریان زیبا روی خواهم رفت" نمی دانم ... این چنین ها در ذهنم نمی گنجند ولی باز هم نمی دانم تا چندین هفت روز سنگی که زخم خورده نامٍ من است در انتظار شاخه گلی خواهد ماند نمی دانم تا چندین زمان زخم نامم بر دل سنگ گورم خواهد ماند و اصلا سنگ و گوری خواهد ماند... نمی دانم تا کدامین روز یادم در دلهایی که حتی چهره ام را فراموش کرده اند می ماند... نمی دانم... ( لطفا پیغام تسلیت نفرستید... ) |+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/05/27 و ساعت 19:13 |
ریسمان خیالاتم به دریا پوسیده ( شعر )
سیگاری شکسته دستی که نمی نویسد گامهایی یخ بسته ظاهرم سکوتی خورشید گونه است درونم آتشی برپاست دلهره ایست تردیدیست... نگاهم را هیچ نگاهی پناه نمی دهد فریاد در تمنای بغضم جان می دهد سکوتم را هیچ قلبی نمی شنود هیچ نوری در تاریکیِِ کور بودنم نمی گنجد دیگر ریسمان فرسوده خیالاتم ناامن است رویاهایم در تابوتِ بدگمانی هایشان مدفون شده نجوای نکبت را هر لحظه از بر می کنم تباهی پیروز وار نعره شادمانی سر میدهد مقاومت! ... دیوانگیست از نو رستن؟ ... بی معناست دستم به هیچ خاکی نمیرسد هیچ گلدانی نمانده بی بال و پرتر از باران... سقوطم را نظاره کن٬ نه بامی نه ناودانی نه جویباری نه رودی به هیج دریایی نخواهم پیوست هیچ دریایی...
|+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/05/24 و ساعت 3:35 |
اکنون ( عكس و شعر )
پس مانده غوغایی هستیم از حماقت دیگران و پیشاپیش می اندیشیم به رویایی که همچنان رویا می ماند... در این لحظه پست اکنون... |+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/05/24 و ساعت 0:5 |
گر یختم (شعري براي سرگيجه هاي من )
در این شب غلام آن سرگیجه ای هستم که بر ناموس جاده می تازد عریان... همچو زاده شده از مادر... من ِ من ِ من ِ تنها... گریزان از ۷۴ ضریه تازیانه می تازم... بر کالبد برهنه خیابانهایتان زناکارانه می تازم... و بکارت هویتتان را بر می چینم... من بودم که گریختم ... از برای کدامین معصیت گره ی دستهایتان را بسوی صورت خندانم رم می دهید...؟ کدامین اشتباه دستبندهایتان را برای دستانم مناسب پنداشت....؟ قرمز و آبی نوریست که جلوه دود سیگارم را دوچندان می کند... و در دو چندان زیبایی از صد چندان پستی شما می گریزم ... به جرم شاد بودن، همچنان شادِ شادِ شادِ می گریزم... ( بعد از تولد علیرضا... ) |+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/05/21 و ساعت 1:23 |
همچنان خیال می کنم...
هم پای سکوت با توشه ای از گذشته و کوله باری از خیالات در مسیر گنگ یک اندیشه... در پس هیاهویی مرده و در پیش تصویری مبهم از فردایی که هنوز نزیسته در شتاب لحظه هایی که از آینده میوزند و در گذشته ام می سوزند بر پوست تاول زده خیالاتم می غلتم و خیال می کنم که توانی از نور شریانهایم را بارور ساخته زانو زده بر خاک ناکامی با جسارتی صد چندان بر می خیزم ... خورشید ر ا در پرتو خیالاتم گم می کنم و فراتر از افق را می جویم و خیال می کنم فردا روز دیگریست و من مرد دیگری هستم... و هم چنان که به تصویر مینگرم خیال می کنم خورشیدی پشت ابر پنهان است ... اینک که در مدفوع خیالاتم مدفونم می د انم که... زندگی نقاب سادگی به چهره کشیده بود
|+| نوشته شده توسط رسول احدی برنا در 86/05/18 و ساعت 2:43 |
آفتاب پرست
آخرین مطالب سایت محمد خاتمی
رتبه وبلاگ خود را در گوگل ببینید
|
درباره وبلاگ
![]() رسول احدی برنا
28/آذر/62 عکاسی میکنم و می نویسم هر گونه استفاده از مطالب و تصاوير اين سايت بدون اجازه از نويسنده ممنوع مي باشد منوی اصلی
صفحه نخستپست الكترونيك آرشيو مطالب خانگي سازی ذخيره كردن صفحه اضافه به علاقه منديها وضعیت
افزودن
آخرین نوشته های من در وبلاگ نامه های شطرنجی
وبلاگ مهرداد افسری
آخرین اخبار سایت عکاسی
مطالب ویژه سایت عکاسی
عضو شوید
نوشته های پیشین
آبان 1388شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 اسفند 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 خرداد 1386 آرشيو موضوعی
عکسدوستان
نامه های شطرنجی مهرداد افسری سورنا شیریـن (سلطنت سکوت) آبهاي درخشان ( سارا ) رها آذين رو یــا نوری مجله عکاسی روشنا آذر دخـت زهـرا عکسهای امید امیدواری نگاه نا تمام (مصی شایگان) ابراهـيم حصـاري ( عكاسخانه) سمانه كافه نـادري (برادر هيراد) آزاده نوزاد ( عكاس ) عاطفه ( عكاسخونه) آنارشیست منفور ( انيسه اكبري ) تراوشات يك ذهن بيمار آخرين سامورايي بي نام (هيمس) مترسك ( بهروز عزيز ) روز خاكستري ( آزاده ) عكسام (شهرام) ابله فهميده شراب دل كافه مترسك عکسهای محسن سعادت نصری (سیامول) موز ماهي a grey cell (فتوبلاگ) عکسهای مهکام (Poto kam) Hassan-Photoblog قایق ران کوچولو قالب های حرفه ای وبلاگ
سایت دکتر زهرا رهنورد
بنیاد باران
سایت شخصی مهدی کروبی
|
| Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By R.A.Borna |
|
|
|
Born on:
Des 19, 1983
|